رأی اصراری دیوان عالی كشور- اثبات عسر و حرج با احراز سوءرفتار غیر قابل تحمل(1)
جلسه هیئت عمومیموضوع پرونده اصراری حقوقی شماره 86/26 به ریاست آیتاللهمفید، رئیس دیوان عالی كشور و با حضور آیت الله دری نجف آبادی، دادستان كل كشور و قضات شعب حقوقی دیوان عالی صبح روز سه شنبه، هفتم اسفند ماه سال جاری برگزار شد.
به گزارش «مأوی»، طبق این پرونده زوجهای به طرفیت زوج به دلیل عسروحرج تقاضای طلاق نموده است. دادگاه بدوی سوءمعاشرت و بدرفتاری زوج با زوجه، بهحدی كه ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نموده و موجب عسر و حرج او شده، احراز كرده است. شعبه دادگاه تجدیدنظر نیز آن را احراز نموده و رأی دادگاه بدوی را تأیید نموده است كه پس از فرجام خواهی زوج، شعبه دیوان عالی كشور عسروحرج را تحقق یافته ندانسته و رأی دادگاه را نقض و رسیدگی را به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر ارجاع میدهد. این شعبه از دادگاه تجدیدنظر نیز همانند دادگاههای قبلی عسر و حرج را تحقق یافته ارزیابی میكنند كه با فرجام خواهی مجدد زوج پرونده اصراری تلقی میشود.
با طرح پرونده در هیئت عمومیدیوان عالی كشور، سرانجام اكثریت قضات حاضر در جلسه رأی شعبه دادگاه تجدیدنظر مبنی بر احراز عسر و حرج را تأیید كردند.
خلاصه جریان پرونده
مشروح جریان پرونده به نحوی است كه در دادنامه شماره 710 مورخ هشتم خرداد 1386 شعبه 21 دیوان عالی كشور آمده است: فرجامخوانده با وكالت رحیمی خجسته و حقنژاد به طرفیت فرجامخواه به دلیل عسر و حرج و سوءمعاشرت، تقاضای صدور حكم طلاق نموده و اعلام كرده است كه از بدو ازدواج (28 شهریور 1379) با هم اختلاف داشتهاند و چند روز پس از تولد تنها فرزندشان، از تاریخ 24 دی 1384 این اختلافها به اوج رسیده است. خوانده با جدا كردن طفل شیرخوار از مادر، وی را از زندگی مشترك خارج كرده و دعاوی مختلفی از ناحیه طرفین طرح شده و حاضر است، با بذل یك سكه بهار آزادی طلاق بگیرد.
شعبه 267 دادگاه خانواده تهران طرفین را دعوت كرده است. وكیل خوانده گفته كه موكل حاضر به طلاق نیست و خواهان محكوم به تمكین گردیده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر و اجرا كرده و با توجه به لوایح داوران، دادگاه جلسهای تشكیل داده تا از گواهان طرفین تحقیق شود.
در جلسه مقرر خواهان گفته است كه برای طلاق حاضرم از تمامیحقوق مالی خود از جمله مهریه بگذرم و ادامه این زندگی واقعاً باعث عسر و حرج من است. شش نفر گواه معرفی نیز كه از آنها تحقیق شده، نقل قول خواهان و خانوادهاش را نمودهاند.
دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با احراز عسر و حرج زوجه گواهی عدم امكان سازش صادر نموده است تا زوجه با بذل تمامیمهریه، خود را به طلاق خلعی مطلقه نماید.
با تجدیدنظرخواهی وكیل محكومعلیه، شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید كرده است. با فرجامخواهی محكومعلیه شعبه 21 دیوانعالی كشور به شرح زیر مبادرت به صدور رأی نموده است.
با توجه به اوراق و محتویات پرونده، مفاد دادخواست و لوایح تقدیمی طرفین و نظر به اركان لازمالتحقق در عنوان عسر و حرج و با توجه به این كه اظهارات گواهان تعرفه شده از سوی زوجه غیرحسی و كلیگویی است و زوجه دلیل و مدرك دیگری كه مثبت عسر و حرج باشد، ارائه ننموده و با استناد به وجود پروندههای متعدد میان طرفین دعوا، بدون توجه به مفاد پروندهها نمیتواند از موجبات عسر و حرج برای زوجه تلقی گردد.
همچنانكه طرح دعوای زوجه علیه زوج به مطالبه مهریه كه منجر به بازداشت زوج گردیده، دعوای ترك انفاق (تبرئه زوج)، ملاقات فرزند معامله به قصد فرار از ادای دین و استرداد جهیزیه و همچنین پرونده محكومیت زوجه به تمكین و اظهارات زوجه مبنی بر كراهت نسبت به زوج میرساند كه حرج زوجه مستند به زوج نیست؛ بلكه امری است كه از سوی زوجه حادث شده است؛ زیرا به حكم قاعده «الامتناع بالاختیارلاینا فی الاختیار» حرج ادعایی مستند به زوجه میباشد، نه زوج و صرف بذل مهریه بدون قبول زوج نمیتواند مثبت عسر و حرج برای زوجه باشد.
بنابراین دادنامه فرجامخواسته مخدوش تشخیص داده شده و به استناد ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و بند (ج) ماده 401 قانون مرقوم ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته به شماره 2102 مورخ 16 دی 1385 صادر شده از شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر تهران پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع میگردد.
پس از اعاده پرونده شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در وقت فوقالعاده، ختم رسیدگی را اعلام و طبق رأی فرجامخواسته با توجه به مؤدای اظهارات شهود و شكایت طرفین علیه یكدیگر و دیگر امارات و شواهد موجود در پرونده و با وضعیتی كه پیش آمده است، سوءمعاشرت و بدرفتاری زوج با زوجه، به حدی كه ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نموده و موجب عسر و حرج او میگردد، قابل احراز است و دادگاه نخستین نیز آن را احراز نموده و برای این دادگاه نیز ثابت و مسلم گردیده و یقین حاصل شد دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است.
محكومعلیه از این رأی فرجامخواهی نموده و با تقدیم لایحهای مفصل اظهار داشته كه دادنامه فرجامخواسته خلاف موازین شرعی و قانونی صادر شده است. رأی بدوی در مورد عسر و حرج متكی به بینه شرعی و قانونی نبوده و پروندههای مورد استناد غالباً از ناحیه زوجه مطرح شده است.
هیچیك از مصادیق عسر و حرج كه قانونگذار ذكر نموده، مورد ادعای زوجه نبوده و تشكیل پروندههای متعدد اگر مصداق دیگر باشد، هر زوجهای میتواند با طرح دعاوی چنین ادعایی را بنماید. دو سال جدایی مورد استناد به دلیل نشوز فرجامخوانده میباشد و تنفر زوجه و بذل مهریه نیز نمیتواند از مصادیق ثبوت عسر و حرج باشد.
منشاء اطلاعات شهود بیانات خانواده زوجه بوده و قابل استناد نیست. این زوجه بوده كه با اختیار حالت نشوز زندگی مشترك را ترك و فرزند شیرخوارش را رها كرده و وكیل وی جدا كردن طفل را از مادر به من نسبت داده است و صدور حكم بر تمكین و رأی برائت این جانب در مورد ترك انفاق دلالت بر این امر دارد.
در مورد پرونده سرقت كارآگاهان انتظامیبا اعلام داخلی بودن سرقت، بدون آن كه از طرف این جانب اتهامیوارد شده باشد، به عنوان مطلع فراخوانده شده و پس از نقض رأی شعبه 26 فرجامخوانده با تقدیم لایحهای به شعبه 30 متوسل به خدعه و نیرنگ شده و ادعا كرده، آنچه موجب كراهت وی شده تمایل این جانب به نزدیكی از دبر بوده است.همچنین در جایی ادعا كرده كه برای اخذ تابعیت از من طلاق گرفته و با برادرم ازدواج كرده است تا پس از كسب تابعیت طلاق بگیرد كه این ادعا توهینی به اینجانب و خانوادهام میباشد. چگونه افرادی به عنوان مشاور به خود اجازه میدهند چنین مطالب سخیفی را آموزش دهند.
در نهایت تقاضای طرح موضوع را در هیئت عمومیدیوان عالی كشور نموده است. تصاویر متعددی از احكام و اوراق مورد استناد را پیوست لایحه فرجامیتقدیم كرده است.
فرجامخوانده لایحهای در 14 صفحه تنظیم و در پاسخ به دعوای فرجامیارائه نموده و اظهار داشته كه سرمنشاء اختلافات از دو امر آغاز شده است؛ خواسته غیرمتعارف و اصرار به آمیزش از دبر و آیا زن باید به هر خواسته بیربطی تن در دهد تا ناشزه شناخته نشود و دیگر بحث ازدواج با برادر وی و اخذ تابعیت سوئد و ... كه اول شوخی فرض كردم؛ ولی بسیار جدی بود و به علت مخالفت با این امر فرجامخواه مرا كه لباس منزل از خانه بیرون كرد و حتی قفل را عوض نمود كه نتوانم بازگردم.
در ادامه فرجامخوانده اظهار داشته كه عسر و حرج و كراهت كه از این دو امر سرچشمه گرفته، با اقدامات بعدی زوج استقرار یافته است. این اقدامات را تحت عناوین زیر مطرح و تشریح نموده است؛ ایراد اتهام سرقت به اینجانب و مادرم، اتهام جعل و اخذ روادید مجردی و انكار عفاف این جانب و در پایان گفته خدا را شاهد میگیرم كه زوج مطلقاً علاقهای به اینجانب و زندگی مشترك ندارد و مقاومت وی در برابر طلاق تنها برای آزردن بیش از پیش اینجانب است. پرونده پس از تبادل لوایح به دیوانعالی كشور ارسال شده و به لحاظ انحلال شعبه 21 پرونده به این شعبه ارجاع گردیده است.
این هیئت شعبه در تاریخ یاد شده تشكیل گردیده است و پس از بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش عضو ممیز، آقای كیمیا قلم و قرائت لوایح فرجامیطرفین و ملاحظه مستندات ابرازی و مشاوره، مبادرت به اتخاذ تصمیم مینماید.
رأی شعبه
با توجه به رأی صادر شده از شعبه 21 دیوان عالی كشور و این كه دادگاه تجدیدنظر در رسیدگی بعدی به مفاد رأی مذكور توجهی ننموده و استدلال جدیدی نداشته و آنچه كه فرجامخواه در لوایح جدید مطرح نموده مدلل و ثابت نگردیده، این شعبه نیز نظریه شعبه 21 دیوان را دارد و چون رأی فرجامخواسته اصراری میباشد، مقرر میدارد دفتر پرونده از موجودی كسر و در اجرای ماده 408 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومیو انقلاب در امور مدنی برای طرح در هیئت عمومیشعب حقوقی دیوانعالی كشور به دبیرخانه دیوان عالی كشور ارسال گردد.
صدمات روحی و روانی از مصادیق عسر و حرج است
حجتالله یزدانزاده، رئیس شعبه سوم تشخیص دیوان عالی كشور به سابقه این پرونده اشاره كرد و گفت: زوج مسعود_ ص علیه لیلا_ج دایر بر جعل مدارك برای اخذ گذرنامه به دادسرای ناحیه دو تهران شكایت میكند. شعبه سوم بازپرسی دادسرای مذكور به شرح تصمیم شماره 421 مورخ 26 آذر 1383 با ذكر استدلالی كه متضمن درگیری زوج و زوجه ناشی از اختلافات شدید میان آن دو بوده، قرار منع پیگرد بانوی موصوف را صادر میكند كه مورد موافقت دادستان قرار گرفته و شاكی زوج نسبت به قرار صادر شده اعتراض كرده است. شعبه 1180 دادگاه عمومیتهران قرار منع پیگرد را تأیید نموده است.
وی بیان داشت: زوج علیه زوجه دایر بر سرقت و خیانت در امانت طلا به دادسرای ناحیه یك شكایت نموده و بازپرس دادسرای مذكور پس از رسیدگی حسب تصمیم شماره 215 مورخ 30 اردیبهشت 1383 به لحاظ عدم كفایت دقیققرار منع پیگرد خانم مذكور را صادر كرده كه مورد موافقت دادستان قرار گرفته است. همچنین احمد_ك و شهین_پ، دو گواه از قول والدین زوجه گفتهاند كه زوج در تاریخ 24 دی 1382 زوجه را به منزل پدرش آورده و در آنجا گذاشته و بچه را از بغل او گرفته و با خود برده است. شهین_پ كه از سال 1356 زوجه و خانوادهاش را میشناسد، در برگ تحقیق مورخ 20 شهریور 1385 بیان داشت كه ناظر بوده زوج مكرر تلفنی در محیط كار مزاحم زوجه گردیده و او را تهدید مینمودهاست. زوجه در اثر سوءرفتار زوج در منزل پدرش زندگی میكند.
یزدان زاده به اظهارات گواهان اشاره كرد و بیان داشت: گواهان سوء رفتار زوجه نسبت به زوج را تأیید كردهاند.
وی در ادامه به تقاضای زوج از زوجه مبنی بر طلاق از وی و ازدواج با برادرش و كسب تابعیت كشور سوئد اشاره كرد و افزود: زوج برای فرار از پرداخت مهریه آپارتمان ملكی خود را به برادرش منتقل كرده و از این جهت به موجب دادنامه شماره 2570/7 مورخ 13 آبان 1384 شعبه هفتم تشخیص دیوان عالی كشور به كیفر قانونی محكوم شده است. همچنین زوجه برای رهایی از قید زوجیت مهریه خود را كه 500 سكه بهار آزادی بوده به زوجه بخشیده و این بخشش به منظور قبول آن از سوی زوج و وقوع طلاق فوری موضوع ماده 1146 قانون مدنی نبوده؛ بلكه صرفاً از جهت نجات از زندگی نفرتبار بوده است و معتقدم بخشش مهریه مشمول ماده 86 قانون مدنی است. زوجه از دریافت مهریه محروم گردیده است.
یزدان زاده افزود: براساس ماده 1103 قانون مدنی زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت و حسن سلوك با یكدیگر هستند. هتك حرمت آفت زندگی مشترك بوده و دوام و قوام زوجیت را متزلزل و نابود میكند. زوجه همسر خود را به اتهام جرایم سرقت، خیانت در امانت، جعل اسناد كه زشتترین نوع جرایم ضد اخلاقی و اجتماعی است متهم نموده و او را تحت تعقیب كیفری قرار داده ودر این رابطه شدیدترین صدمات روحی و روانی نسبت به وی روا داشته است.
وی تأكید كرد: طبق بند چهار تبصره الحاقی ماده 1130 قانون مدنی، ایراد ضرب و شتم كه آزار و رنج آن زمان حال میباشد، نسبت به زوجه از مصادیق عسر و حرج است. ایراد ضرب و شتم مقید در ماده مذكور به جسم زوجه وارد نگردیده؛ بلكه صدمات روحی و روانی نسبت به زوجه كه رنج آزار آن طولانی است، باید مشمول بند چهار تبصره ماده مذكور تلقی گردد. صدمات روحی و روانی به زوجه به تجویز ذیل تبصره ماده مذكور عرفاً و عادتاً از مصادیق بارز عسر و حرج است. گواهی گواهان و نحوه عملكرد زوج در فرار از مهریه كه منتهی به محكومیت كیفری او گردیده، سوءرفتار و سوءگفتار مستمر زوج را ثابت مینماید و با وصف حكم تمكین شعبه 267 دادگاه عمومیتهران به امتناع زوجه در مراجعت به زندگی مشترك و بخشش كل مهریه و تفریق جسمانی حدود پنج سال مبین شدت نفرت و كراهت وی نسبت به زوج بوده كه از سوءرفتار و سوء معاشرت مستمر او نشأت گرفته و موجب حصول عسر و حرج زوجه گردیده است. با این كیفیت رأی دادگاه كه متضمن صدور گواهی عدم امكان سازش برای اجرای صیغه طلاق است، با موازین شرعی و قانونی انطباق داشته و مورد تأیید میباشد.
این پرونده مصداق كامل عسر و حرج است
حجتالاسلام والمسلمین نیری، معاون دیوان عالی كشور ضمن تأیید رأی دادگاهها اظهار داشت: این پرونده مصداق كامل عسر و حرج است.
نظرات()

