reza javany پنجشنبه 19 اسفند 1395 06:36 ق.ظ نظرات ()

میگن این میم مالکیت اونقد مفهوم نازنینیه که حضرت سعدی هم گاهی خودش رو لوس می‌کرده و می‌گفته : جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی! و خب می‌دونیم که واقعن هم همینه! بحث اجتماعی اینکه هیچ‌کس مالک کسی نیست و آدما حتا بر فرض اینکه اسمشون توی شناسنامه‌ی همدیگه هم باشه بازم «مال» هم نیستن و همچنان دو شخصیت مستقل دارن و اینا جدا ، کیه که بخواد انکار کنه قند تو دلش آب میشه وقتی با میم مالکیت خطاب میشه و این حس تعلق حالی به حالیش می‌کنه؟ حداقل من یادم نمیره روزی که مثلن روز مرد بود و وقتی پیام داد « روزت مبارک مرد » ، این جمله‌ی نیمه تموم چه جانی از من گرفت و جای خالی یک «من» یا یک میم مالکیت ساده با من و روزگار من چه کرد! که حالا که دیگه می‌تونم با میم مالکیت خطابش کنم هنوزم وقتی اون جمله رو می‎‌بینم دلم می‌لرزه!

قدر این میم‌هایی که بهتون می‌چسبه رو بدونید!

دلیل نوشتن این چند خط ، تیتر این پست بانوچه بود. و چه خوب نوشته بود. عاشقانه‌ای برای یک شهر...

میم مالکیت