reza javany چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 11:51 ق.ظ نظرات ()


+ جهانم با تو زیباتر ز جنت است یا ضامن آهو....

+ آخر ماه صیام است و دو صد افسوس است دل من زائر اهل توس است (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ ای وای ندای فُزت رَب می آید از جانب کوفه پر ز تب می آید زینب شده بی پدر ولی در دنیا هستی شده بی پدر پس از این شبها (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ غربت این نیست که تو صحن و سرایت خاکیست... یا که در شامِ غریبان تو ایوان خالیست... غربت اینجاست که در جشن ولادت هم تو... جای شمع و طرب هلهله اینجا خالیست... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ دعایم میکنی شاید خدا با من دلش را صاف کرد... من چه گویم بهتر است اینگونه گویم که خداوندم دلم را پاک کرد... این دعا در وقت افطار و سحر با قلب مجنونم چه کرد؟ من پریشان حالی را داده ام حال خوشم را در قنوت ربیا جا داده ام... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ آب دیدم تشنه لب گفتم حسین (س)، روزه دار لب ترک خورده دلم رفت از برای عباس حسین (س)،شاید به جهان لبهای هزاران رنگ زیبا تر بُوَد، من دلم را با شهید کربلا دادم به لب های پُر از بغضِ عطش... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ پشت من خالی شد و دنیا به کامم زهر ریخت... رفتنت داغی به جانم همچو جام شوکران در قهر ریخت... ای حبیبم ای طبیبم ای همنفس بانوی ناز.... بعد تو با درد جانم با که گویم من به راز؟... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ دلتنگ شدی وقت سحر بهر خدایت؟ یا لحظه ی افطار رسیدن به مرادت؟ دلتنگ شدی پای دعا بهرِ امامت؟ از صوتِ دل انگیز شدی غرق مرادت؟ مهدی (عج) نرسیدست خدا تو عنایت تا یار نیاید رمضان نیست به کامت! (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ آقا دلم تنگ است بیا... دلتنگ دیدارم بیا... این روز ها گرم است ولی.... من سردِ سردم تو بیا... خورشید و مهتابم کجاست؟ آن یار دیرینم کجاست؟ من که دلم پرپر شد و... محبوبِ جان من بیا...

+ آنقدر خدا را به عزیزش بده سوگند... تا دل برساند به سر منزلِ یارش... آنقدر بگو جان علی (ع) جان یتیمی... آنقدر بگو جان بدهم بر سر راهش... آنقدر بگو مهدی (عج) دل را برساند... تا یار به منزل رسد و نور شود در دل تارش... (پریشانی های ذهنِ خسته)
اللهم لک صمنا...