تبلیغات
وبلاگ حقوقی محمد حسنی - اشتغال زنان Women’s Employment

اشتغال زنان Women’s Employment

دوشنبه 16 تیر 1393  04:17 ب.ظ

اشتغال زنان در خارج از خانه، از پدیده­های اجتماعی مورد توجه در جامعه­شناسی خانواده است که گرچه ممکن است نوعی پیشرفت برای زنان محسوب گردد، اما از آنجا که با کارکردهای حمایتی و مراقبتی مادران در خانواده سر و کار دارد، بایستی مورد توجه واقع شود.
عنوان  :  اشتغال زنان Women’s Employment
نویسنده :  فاطمه امین پور
كلمات كلیدی  :  اشتغال زنان، نیروی انسانی، نیاز اقتصادی، صنعتی شدن، خانواده
واژه Employment از ریشه Employ و به‌معنی اشتغال است.[1] و Women جمع کلمه Woman به‌معنی زنان و جنس مؤنث است.[2]
اشتغال زنان در خارج از خانه، از پدیده­های اجتماعی مورد توجه در جامعه­شناسی خانواده است که گرچه ممکن است نوعی پیشرفت برای زنان محسوب گردد، اما از آنجا که با کارکردهای حمایتی و مراقبتی مادران در خانواده سر و کار دارد، بایستی مورد توجه واقع شود.
شرکت معتنابه زن در بازار کار پدیده­ای است که از اوایل قرن بیستم در جهان پدید آمده است. در آغاز قرن بیستم مسائل متعددی که از قرون وسطی بسط یافته بودند، در ذهن فمینیست غربی جای گرفته بود. یکی از این مسائل تفاوت بین زنان و مردان بود که به‌نظر آنان نتیجه آموزش متفاوت دو جنس بود. آن‌ها معتقد بودند که آموزش دختران باید به آنان این امکان را بدهد که بتوانند تمامی نقش­هایی را که ایفای آن از سوی آنان منع شده است برعهده بگیرند.[3] اما اشتغال زنان و تغییر موقعیت آنان در سه دوره قابل بررسی است:
1. دوره قبل از صنعتی شدن؛ در این دوره کارها و امور خانگی قابل تمیز از کارهای تولیدی نبود و به‌همین دلیل مشارکت اقتصادی زنان در کنار مردان وجود داشت. در دوره قبل از صنعتی‌شدن تقسیم کار کمتری صورت گرفته و شرایط اقتصادی-اجتماعی ساده­ای وجود داشت. کلیه اعضای خانواده باهم همکاری داشتند.[4] زنان درنتیجه نقش مهمی که در فرایندهای اقتصادی داشتند اغلب دارای نفوذ قابل ملاحظه­ای در درون خانواده بودند. کار حساب‌رسی و اداره کسب و کار به‌عهده زنان بود.[5]
 
2. اوایل عصر صنعت؛ در اثر توسعه صنایع، جدایی کارگاه از خانه صورت پذیرفت و تولید به کارخانه‌های ماشینی انتقال یافت. کارفرمایان قراردادهای فردی می‌بستند، نه خانوادگی و به مرور زمان زن و خانواده از تولید بیرون شده و در ارتباط با ارزش­های خانگی قرار گرفتند.[6]
تا قرن بیستم اشتغال زنان در بیرون از خانه محدود بود. حتی تا سال 1910 نیز بیش از یک سوم زنان شاغل مستخدمه­ها و خدمتکاران خانگی را شامل می­شدند. اما از آن زمان بود که مشارکت زنان در نیروی کار مزدبگیر کم‌و‌بیش پیوسته افزایش یافت و دلیل آن کمبود نیروی انسانی به‌خاطر وقوع جنگ جهانی بود. ظهور این دوره پیامدهای تعیین­کننده­ای بر وضعیت زنان در کل جهان به‌همراه داشت. از نظر اوکلی (حاضر- Ann Oakley: 1944)، صنعتی­شدن نقش نوینی به زن خانه­دار داده و روابط زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار داد. هر یک از زوجین منافع، فعالیت‌ها و مسئولیت­های جداگانه­ای داشتند و این خود به استقلال اقتصادی زنان منجر گردید. زنان به تدریج نقش دوگانه­ای پیدا کرده و پویاتر شدند؛ یعنی هم نقش اقتصادی خارج از خانه و هم نقش مادری و همسری.[7]
 
3. اواخر دوره صنعتی(پس از جنگ جهانی دوم)؛ پس از جنگ جهانی دوم نقطه عطفی در وضعیت زنان و خانواده پدید آمد و اشتغال و حقوق آنان تغییر یافت. در جامعه­شناسی از این قبیل تغییرات به ازدواج مشارکتی، ازدواج مبتنی بر همیاری و گاه به ازدواج مبتنی‌بر روابط متعادل تعبیر می­شود. این حرکت در فعالیت­های خانواده نوعی سازماندهی مشترک پدید آورد و اشتراک مساعی در امور خانه را به‌همراه داشت. به‌عبارت دیگر تجزیه و جدایی زنان و مردان در قرن نوزدهم جای خود را به روابط متعادل و هماهنگ داد. در این وضعیت گرچه نقش­های زناشویی یکسان نبودند، اما سهم زوجین نسبت به زندگی خانوادگی و وظایف‌شان مشابه بود.[8]
 
انگیزه­ها و عوامل اشتغال زنان
تغییرات اقتصادی، صنعتی شدن، موج نوگرایی و به‌طور کلی تغییرات اجتماعی اثرات چشم‌گیری را بر وضعیت و موقعیت زنان به‌جای گذاشته است. همچنین شهرنشینی و چندفرهنگی شدن جوامع، خود تغییرات معناداری در هنجارها و نظام ارزشی قشرهای مختلف ایجاد کرده است؛ یعنی اقشار مختلف اجتماعی با تأسی از یکدیگر و دریافت الگوهای جدید، به‌دنبال جریان شهرنشینی، تغییرات چشم‌گیری در موقعیت زنان ایجاد کرده­اند که از لحاظ اجتماعی حائز اهمیت است.[9] در مجموع علل و انگیزه­های اشتغال زنان را در چند عامل می­توان خلاصه کرد:
1. کمبود نیروی انسانی؛ یکی از علل ورود زنان به بازار کار به‌دنبال کمبود نیروی انسانی پس از گسترش بخش خدمات به‌ویژه در جوامع صنعتی شناخته شده است. به‌دنبال رشد و گسترش رفاه در جامعه، نیازها افزایش یافت و نیاز به نیروی کار بیشتری برای عرضه خدمات احساس گردید. از این‌رو جوامع صنعتی با ورود زنان به بازار کار مواجه گردید.[10] این حرکت گرچه در ابتدا در جوامع صنعتی آغاز گردید، لیکن به‌تدریج به جوامع غیر صنعتی نیز راه یافت.
همچنین در طول جنگ جهانی اول تعداد زیادی از زنان در کارخانه­های اسلحه­سازی به‌کار گماشته شدند تا جانشین مردانی شوند که به جبهه­های جنگ اعزام شده بودند. در اینجا دیگر تمایز نقش­های مردانه و زنانه فراموش شده بود. تسهیلاتی به‌منظور نگهداری بچه­ها به‌وجود آمد که امکان انجام نقش­های حرفه­ای را برای زنان فراهم می­ساخت.[11]
2. نیازهای اقتصادی؛ در بررسی انگیزه­های اشتغال زنان یک عامل کلی و مشترک در بین تمام جوامع، بهبود وضعیت اقتصادی خانواده و پاسخ به نیازهای روزافزون آن است. این عامل در واقع عامل اصلی گرایش زنان به سمت اشتغال است.[12]
3. عوامل روانی؛ اشتغال زنان از انگیزه­های دیگری نیز سرچشمه می­گیرد که خود در هر جامعه و با توجه به ارزش­های حاکم بر آن، شبکه‌ای متمایز تشکیل می‌دهد. بررسی­های انجام شده در جوامع صنعتی حاکی است که علل اشتغال در بین زنان بیشتر عوامل روانی و خواستی در برابر نیاز مادی می­باشد.[13]
 
متغیرهای اشتغال زنان
در مورد اشتغال زنان تفاوت عمده­ای بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای پیشرفته وجود دارد. به‌عنوان نمونه در ایران نزدیک به نیمی از جمعیت (9/48 درصد) را زنان تشکیل می­دهند، اما نقش زنان در فعالیت­های اقتصادی مزدبگیر گسترش نیافته است. متغیرهای اشتغال زنان عبارت‌اند از:
1. عوامل فردی؛ میزان فعالیت زنان در امور اقتصادی از یک‌سو به سن، وضع تأهل، درجه تحصیلات و از سوی دیگر به امکانات اشتغال بستگی دارد. به‌همین دلیل در کشورهای در حال توسعه فعالیت زنان با محدودیت روبروست.[14]
2. عوامل خانوادگی؛ ورود زن به بازار کار با تواتری محسوس مواجه است که خروج و جذب مجدد به بازار کار از صفات آن است. آنجا که از نیروی زن استفاده می‌شود توجه به شرایط خاص این نیروی کار ضروری است. درواقع آنچه که بر نوسان توزیع ارقام اشتغال زن برحسب سن اثر می­نهد، خانواده و تعداد فرزندان است.[15]
 
پیامدهای اشتغال زنان
اشتغال زنان پدیده­ای نو در جامعه معاصر است که پیامدهای مثبت و منفی را برای جوامع به‌دنبال می­آورد. پیامدهای اشتغال زنان از دیدگاه‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است. برخی از اندیشمندان که به‌شدت مخالف اشتغال زنان هستند، پیامدهای آن را منفی ارزیابی می‌کنند و کسانی که طرفدار اشتغال زنان می­باشند، با دیدی مثبت به آن می­نگرند. دسته­ای نیز دیدگاهی بینابین دارند و اشتغال پاره­وقت زنان را پیشنهاد می­کنند. در کل با توجه به آنچه که در ذیل پیامدهای اشتغال زنان آمده است، می­توان آن‌ها را بدین‌گونه دسته­بندی کرد:
پیامدهای مثبت
1. استقلال اقتصادی؛ طرفداران اشتغال زنان معتقدند که استقلال اقتصادی زنان یکی از پیامدهای اشتغال آنان است. استقلال اقتصادی به‌عنوان کلیدی به‌سوی موقعیت بهتر زنان مطرح است. زنانی که موقعیت اقتصادی بهتری دارند، از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردارند، احساس آزادی بیشتری می­کنند و به‌لحاظ اقتصادی نیز متکی به دیگران نیستند.[16]
2. باروری پایین؛ اشتغال زنان همچنین میزان باروری پایین­تری را برای زنان به‌دنبال می­آورد. آمارهای مربوط به اشتغال زنان در ایالت متحده بیان‌گر این است که در سال­ 1950 در ایالت متحده در مقابل هر 100نفر نیروی انسانی فعال فقط 29نفر زن در اقتصاد مشارکت داشته­اند، درحالی که این رقم در سال 1985 به 64نفر زن در مقابل 100مرد افزایش داشته است. این رشد موجب ارتقای سطح زندگی، باروری پایین و شانس طول‌عمر بیشتر برای زنان گردیده است. این وضعیت در دهه­های اخیر در جوامع رو به توسعه نیز مورد توجه قرار گرفته است.[17]
3. تسهیل ازدواج؛ کار زن در خارج از خانه، از آنجا که دیدار متقابل زن و مرد را افزایش داده و موفقیت­های گزینش همسر را متنوع­تر و وسیع­تر ساخته است موجبات تسهیل در امر ازدواج را فراهم آورده است.[18]
4. هوش فرزندان؛ در این‌میان آمادگی فرزندان و حتی بهره هوشی آنان با قرار گرفتن در محیط خارج از خانه افزایش می­یابد. تحقیقات میشل آندره نشان داده است که بهره هوشی فرزندانی که مادرانشان شاغل‌اند نسبت به فرزندان زنان غیرشاغل بیشتر است.[19] لکن عده دیگری معتقدند که بین کودکان متعلق به مادران شاغل و کودکان دیگر تفاوت عمده‌ای دیده نشده است و در موارد خاصی که تفاوت­هایی وجود داشته، ریشه آن را باید در عوامل دیگری مانند کیفیت مراقبت جایگزین جستجو کرد، نه در اشتغال مادران.[20]
 
پیامدهای منفی
1. مشاغل سطح‌پایین و دستمزد کم؛ زنان برحسب موقعیت جسمی و فیزیکی خود به طبقات خاصی از مشاغل روی می­آورند مثل حسابداری، امور آموزشی و تربیتی، بهداشت و نظایر آن. همچنین آنان به‌طور ثابت در شغل خود باقی نمی­مانند و به‌خاطر وضعیت خاص خود (باروری و ...) عموماً تقاضای مرخصی و جدایی از کار دارند.[21] ترکیب تعهد مادر بودن با اشتغال و کار در مواردی به تضاد و تناقض برای زنان منجر می­گردد و در مواردی با فشارهای جسمی و روانی همراه می­گردند. این مسائل باعث شده تا در کشورهایی با اقتصاد پیشرفته نیز زنان با دستمزد کم و موقعیت پایین مواجه باشند. کاپلا جامعه­شناس آمریکایی معتقد است که از آنجا که زنان به‌دلیل موقعیت خاص خویش مدام در حال ورود و خروج به بازار کار هستند، زندگی کاری آن‌ها ناپایدار و تجربه­اندوزی­شان غیرمستمر و کم‌دوام است.[22]
2. تزلزل خانواده؛ گرایش زن به‌سوی اشتغال بیش از همه بر خانواده تأثیر می­نهد و روابط زن و شوهر را دگرگون می­سازد. ماری روژ و پل هانری شومباردلو معتقدند که هرچند که آزادی زن از این نظر امری اجتناب­ناپذیر است و موجبات بروز تعادل اجتماعی را در تمامی روابط اجتماعی و نظام­های ارزشی فراهم می­آورد، اما بر وفاق و هماهنگی بین زوجین نیز لطمه می­زند.[23]
3. اختلالات عاطفی و روانی فرزندان؛ یکی دیگر از وجوه تأثیر اشتغال زن متوجه فرزندان است. این دیدگاه توسط برخی از مخالفان اشتغال زن مطرح می­شود. آنان معتقدند که جدایی مادر و کودک آثار جبران­ناپذیری بر زندگی کودک برجای می‌گذارد. جان بالبی (John Bowlby: 1907-1990)، در این زمینه معتقد است که جدایی طولانی‌مدت مادر و کودک منجر به ایجاد اضطراب در کودک ­گردیده و در نتیجه بر ساخت عاطفی آینده کودک تأثیر گذاشته و توانایی وی را در ایجاد روابط باثبات کاهش دهد.[24]
 
دیدگاه اسلام
اسلام با چشم­پوشی از برخی محدودیت­های شغلی که به‌واسطه تفاوت­های طبیعی زن و مرد و حفظ عفت عمومی قائل می­شود، با اصل اشتغال زنان هیچ‌گونه مخالفتی ندارد. در عین حال به‌دلیل اهمیت ویژه­ای که برای پرورش نسل آینده قائل است، اشتغال زنان را در صورت تعارض با ایفای نقش مادری، تأیید نمی­کند؛ چرا که تربیت فرزندان به‌دست مادران طبیعی را یک اولویت می‌داند.[25] همچنین اسلام انگیزه­هایی مانند زیاده­خواهی و رفاه­طلبی بی­حد و مرز، دست‌یابی به تشابه کامل با مردان و رقابت با شوهران را مردود می­شمارد، اما با این حال به انگیزه­ای مشروعی همچون رفع نیازهای اقتصادی خانواده، کسب عزّت نفس، کمک به نیازهای جامعه و تضمین ایمنی برای آینده خود و خانواده به دیده احترام می­نگرد.[26]
بنابراین اشتغال زنان از دیدگاه اسلام مردود نمی­باشد، بلکه انگیزه اشتغال و نیز رابطه آن با وظایف مادری دارای اهمیت است.

[1]. حق­شناس، علی­محمد و دیگران، فرهنگ معاصر هزاره انگلیسی به فارسی، تهران، فرهنگ معاصر، 1379، جلد اول، ص489.
[2]. همان، جلد دوم، ص1953.
[3]. میشل، آندره؛ جنبش اجتماعی زنان، هما زنجانی­زاده، مشهد، گوتنبرگ، 1373، ص99.
[4]. شیخی، محمدتقی؛ جامعه­شناسی زنان و خانواده، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1380، ص115.
[5]. گیدنز، آنتونی؛ جامعه­شناسی، منوچهر صبوری، تهران، نی، 1373، ص188.
[6]. همان، 189.
[7] . شیخی، محمدتقی؛ پیشین، ص117.
[8]. همان، ص119-118.
[9]. همان، ص88.
[10] . همان، ص122.
[11]. همان، ص102.
[12]. ساروخانی، باقر؛ مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده، تهران، سروش، 1375، ص170.
[13]. همان، ص169.
[14]. توسلی، غلام‌عباس، جامعه­شناسی کار و شغل، تهران، سمت، 1375، ص215-214.
[15]. ساروخانی، باقر؛ اشتغال زن و خانواده، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1355 ، ص168.
[16]. شیخی، محمدتقی؛ پیشین، ص94.
[17]. همان، ص94.
[18]. ساروخانی، باقر؛ مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده، ص171.
[19]. همان، ص172.
[20]. بستان، حسین؛ اسلام و جامعه­شناسی خانواده، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1383، ص75.
[21]. همان، ص95.
[22]. شیخی، محمدتقی؛ همان، ص124.
[23]. ساروخانی، باقر؛ مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده، ص170.
[24]. بستان، اسلام و جامعه­شناسی خانواده، ص74.
[25]. بستان، اسلام و جامعه­شناسی خانواده، ص78.
[26]. همان.

 منبع:http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38354

| آخرین ویرایش:دوشنبه 16 تیر 1393 | نظرات() 

برچسب ها: اشتغال زنان ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر