تبلیغات
وبلاگ حقوقی محمد حسنی - عیوب موجب فسخ

عیوب موجب فسخ

دوشنبه 6 مرداد 1393  09:00 ق.ظ

 عیوب موجب فسخ

 عیوب زن و مرد و حكم قضایى براى جدایى

عیوب زن و مرد و حكم قضایى براى جدایى

309. پس از ثابت شدن عیب مرد و محجور بودن زن، كه حكم به فسخ نكاح مى  شود، آیا دوباره نیازى به رجوع به محاكم قضایى مى  باشد؟

ج. خیر، نیازى ندارد.

 

انكشاف جنون مرد بعد از عقد

310. هر گاه پس از ازدواج، زن بفهمد شوهر دیوانه بوده، حقّ فسخ دارد یا نه؟

ج. اگر بعد از عقد بفهمد كه شوهر او دیوانه است، مى  تواند عقد را به هم بزند.

 

شوهرى كه بچّه  دار نمى  شود

311. زن و مردى پس از چند سال ازدواج بچّه  دار نشدند، دكتر تشخیص داده است كه عیب از جانب مرد بوده و اكنون زن مى  گوید شوهرش، فاقد بیضه است و بچّه  دار نشدن آن ها بدین جهت است، در این صورت آیا زن مى  تواند عقد را فسخ كند؟

ج. اگر تأخیر فسخ به جهت جهل به خیار یا جهل به فوریّت آن بوده، زن خیار فسخ دارد.

درمان عیوب زن

312. عیوب موجب جواز فسخ عقد در زن، اگر قابل درمان باشد، هزینه  ى آن بر عهده  ى زن است یا بر عهده  ى شوهر مى  باشد؟

ج. بر عهده  ى زن است.

 

دریافت وجه براى بچه  دار نشدن همسر

313. اگر زن و شوهرى به دلیل این كه عیب از جانب مرد است، صاحب اولاد نشوند و زن بر ادامه ى زندگى رضایت داشته باشد، آیا مى تواند در قبال سال هایى كه بدون فرزند زندگى مى كند، چیزى از شوهر طلب كند؟

ج. خیر، نمى  تواند.

 

موارد فسخ نكاح

314. چه مواردى سبب جواز فسخ نكاح مى  شود، توضیح بفرمایید؟

ج. به مسأله  ى 1893 و 1894 رساله رجوع شود.

315. در مواردى كه سبب جواز فسخ نكاح است آیا ملاك جواز، وجود داشتن آن ها مى  باشد؟ یا این كه آن عیب باید به گونه  اى باشد كه موجب عسر و حرج طرف مقابل شود؟

ج. ملاك وجود داشتن آن ها است، نه عسر و حرج ناشى از وجود آن عیوب.

 

فسخ به خاطر ایدز

316. آیا بیمارى ایدز را در هر یك از زن و مرد، از عیوبى كه بتوان عقد نكاح را بدون طلاق فسخ كرد، مى  دانید؟

ج. خیر، ولى اگر در مرد باشد و به سبب وطى مُسرى باشد، ممكن است بر زن تمكین واجب نباشد.

زنى كه در انجام نماز و... سست است

317. زنى در نماز سهل انگارى مى  كند و آن چه شوهر او را نصیحت یا امر به معروف یا تهدید به طلاق كرده، اثر نكرده است، آیا وظیفه دارد او را طلاق دهد یا با او بسازد؟

ج. اختیار طلاق به دست مرد است، ولى در مورد فرض مذكور، لزوم ندارد.

 

اگر زوج بعد از عقد روانى شود

318. اگر زوج پس از عروسى دچار كسالت مغزى و روانى بشود، آیا مى  توان نكاح را فسخ كرد؟

ج. اگر به حدّ جنون باشد، زن خیار فسخ دارد.

 

انكشاف عدم مسلمان بودن زوج

319. اگر زن بعد از ازدواج بفهمد شوهرش مسلمان نیست، حكمش چیست؟

ج. باید فورا از او جدا شود.

 

بى  نمازى زن یا شوهر

320. زن یا شوهر با این كه منكر نماز نیست، امّا نماز نمى  خواند، آیا مرتد مى  شود؟

ج. مرتدّ نیست.

 

مسلمان شدن زن كتابى

321. اگر بعد از ازدواج، زن اهل كتاب مسلمان شود، ولى مرد این امر را به آینده موكول كند، آیا باز هم زن بدون طلاق از او جدا مى  شود یا باید تا مسلمان شدن او در كنارش بماند؟

ج. اگر قبل از دخول باشد، نكاح فى الحال منفسخ مى  شود و اگر بعد از دخول باشد، اگر تا قبل از انقضاى عده، مرد هم مسلمان شد، نكاح باقى است و در غیر این صورت نكاح از حین اسلام زن باطل شده بوده است.

انحراف شوهر

322. دخترى قبل از بلوغ توسّط پدر به مردى عقد مى  شود، بعد از بلوغ حاضر به زندگى با او نیست، زیرا در گروهى داخل گردیده كه قایل به كفر شیعه هستند و از ضرر جانى ترس دارد، تكلیف او چیست؟

ج. اگر شوهر ناصبى و دشمن اهل بیت ـ علیهم  السّلام ـ است، باید از او جدا شود و همین طور اگر خوف ضرر جانى دارد.

 

ازدواج بهایى با دختر شیعه

323. مردى بهایى خود را شیعه  ى دوازده امامى معرفى كرده و با یك دختر شیعه ازدواج دایمى كرده است. پس از مدّتى كشف خلاف شده است، وظیفه چیست؟

ج. كشف مى  شود كه از اوّل عقد ازدواج باطل بوده است.

324. اگر شخصى وقتى مسأله  ى تعدّد زوجات طرح مى  شود، با كمال وقاحت حرف هاى ركیكى درباره  ى دین و قرآن و خدا و پیغمبر بزند، وظیفه  ى زن وى چیست؟

ج. با فرض مذكور اگر در حال اختیار آن حرف ها را بزند، مرتدّ مى  شود و زن باید از او جدا شود و حقّ مضاجعه ندارد و زن باید در مرتد فطرى، عدّه  ى وفات بگیرد.

 

ارتداد شوهر

325. اگر بانویى بعد از ازدواج متوجه مرتد بودن شوهرش شد، تكلیفش چیست؟

ج. ظاهرا حكم به بطلان عقد آن ها مى  شود.

 

فِرق باطله

326. زنى با مردى ازدواج كرده و بعدا معلوم شده كه على  اللّهى است و از او صاحب فرزند شده، وظیفه  ى او و فرزندان وى چیست؟

ج. اگر مرد كافر است، باید از او جدا شود و فرزندان ملحق به زن هستند ـ چون نمى  دانسته ـ و استحقاق مهر هم دارد.

 

عدم خیار با عدم بكارت

327. آیا نبودن بكارت در دختر، باعث جواز فسخ عقد مى  شود؟

ج. اگر ضمن عقد شرط نشده و یا عقد مبنى بر ثبوت آن نبوده، باعث خیار نمى  شود.

 

دخترى كه صرع دارد

328. دخترى را به ازدواج دایمى درآوردند، پس از ازدواج معلوم شد به بیمارى صرع مبتلا است، خود دختر قصد داشت قبل از ازدواج به شوهر بگوید؛ ولى پدر و مادر او مانع شدند، تكلیف عقد و مهریه چیست؟

ج. اگر عدم صرع در عقد شرط شده بوده یا عقد مبنى بر آن بوده، با عدم گفتن آن قبل از عقد، باعث خیار مى  شود و در در صورت فسخ قبل از دخول، استحقاق مهر ندارد و بعد از دخول اگر زن سبب تدلیس نبوده، تمام مهر را از مدلّس مى  گیرد.

 

اعتیاد

329. اگر زن بعد از عقد بفهمد همسرش معتاد است، آیا مى  تواند عقد را فسخ كند، تكلیف مهریه چه خواهد شد؟

ج. مثل جواب سؤال قبل است.

 

عجز از نزدیكى

330. اگر مردى قبل از ازدواج از نزدیكى عاجز باشد و زن بعد از مراسم عروسى بفهمد و فورى عقد و نكاح را به هم بزند و از شوهر جدا شود، آیا در این صورت زن مى  تواند بدون طلاق شوهر كند؟

ج. زن به حاكم شرع رجوع مى  كند و حاكم تا یك سال مهلت مى  دهد و اگر در این یك سال قدرت بر نزدیكى با آن زن یا زن دیگر را نداشت، زن بفوریّت عرفیه حقّ فسخ دارد.

 

رابطه  ى فسخ با طلاق

331. در مواردى كه زوج یا زوجه حقّ فسخ عقد را دارند، آیا فسخ، طلاق حساب مى  شود یا خیر؟

ج. اگر زن یا مرد، به سبب یكى از عیوب كه در رساله ذكر گردیده است، عقد را به هم بزند، از هم جدا مى  شود و طلاق لازم نیست. (مسأله  ى 1895 رساله)

 

اجازه از حاكم شرع

332. در موارد فسخ، آیا اجازه  ى حاكم شرع لازم است یا نه؟

ج. در غیر مورد عنن كه مذكور شد، احتیاج به اجازه  ى حاكم ندارد، اگرچه براى فصل خصومت در وقت نزاع مراجعه  ى به حاكم مى  شود.

 

نحوه  ى ثابت شدن عیوب موجب فسخ

333. عیوبى كه به واسطه  ى آن ها مى  شود عقد نكاح را فسخ كرد، به چه چیز ثابت مى  شود؟

ج. 1) به بیّنه، البته در عیب مخفى باید بیّنه از اهل اطّلاع و خبره باشد و در عیبى كه غالبا علم به آن مختصّ به صاحب عیب است ـ مثل عنن ـ سماع بیّنه در آن، محل تأمّل است.

2) به اقرار صاحب عیب یا بیّنه بر اقرار او.

3) عیوب باطنه در زنان، به شهادت چهار زن عادل هم ثابت مى  شود و اگر بكر ادعاى عنن یا ترك وطى كرد، به واسطه  ى زن ها استعلام مى  شود.

 

داشتن بیمارى عصبى و پنهان نمودن آن

334. علوی ه اى به دلیل ناراحتى عصبى و افسردگى، داروى آرام  بخش اعصاب مصرف مى  كرده است و در هنگام ازدواج این مسأله را به همسرش نگفته است و پس از مدّتى داروهاى خود را ترك كرده و بیمارى عود مى  كند و همسر از ناراحتى وى مطّلع مى  شود. زوج مزبور او را به منزل والدین برده و ادّعا مى  كند كه همسرش دچار نوعى جنون بوده كه در زمان نكاح به او نگفته  اند. به همین جهت وى نكاح را فسخ كرده، در حالى كه پزشكان آن را افسردگى و ناراحتى عصبى تشخیص داده  اند. حكم مسأله را بیان فرمایید؟

ج. در فرض مذكور یعنى ناراحتى عصبى و افسردگى، با عدم صدق جنون عرفى، شوهر حقّ فسخ ندارد.

 

نداشتن خصیتین

335. زوج و زوجه  اى كه مدّت هشت سال است با هم زندگى نموده  اند، ولى تاكنون بچّه  دار نشده  اند و به تشخیص پزشكان عیب از جانب زوج است و اكنون زوجه ادعا دارد كه شوهرش بدون خصیتین است و زوج هم معترف است و علّت عدم باردارى وى هم همین مسأله است. آیا عیب ذكر شده از جمله عیوبى است كه باعث فسخ عقد مى  گردد؟ و از آن جایى كه زوجه تاكنون جاهل بر حكم بوده نمى  دانسته كه حقّ فسخ دارد، آیا در صورت داشتن حقّ فسخ لازم است صیغه  ى طلاق جارى شود؟

ج. مى  تواند فسخ نماید و به طلاق احتیاج ندارد.

عنین

336. اگر در مدّت یك سال مهلت به فرد عنین، زوجه از تمكین خوددارى كند، آیا بعد از اتمام مدّت، زوجه حقّ فسخ دارد یا باید مدّت بیشترى تمدید گردد؟

ج. اگر در این مدت زن دیگرى را هم بتواند وطى كند، در رفع عنن كافى است و اگر ممكن نبود و زوجه هم تمكین نكرد، ثبوت حق فسخ مشكل است.

 

عنین شدن بعد از نزدیكى

337. مرد عنینى كه از ابتداى ازدواج قادر به نزدیكى نمى  باشد، آیا همسر او حق فسخ دارد؟ اگر بعد از یك بار نزدیكى عنین شود همسرش چه تكلیفى دارد؟

ج. در صورت اوّل، زن حق فسخ دارد و در صورت دوم حق فسخ ندارد.

 

عقیم بودن مرد

338. آیا اگر زن بعد از ازدواج بفهمد مرد عقیم است، مى  تواند طلاق بگیرد؟

ج. خیر، طلاق به دست مرد است.

 

عیوبى كه بعد از عقد معلوم مى  شود

339. در مواردى كه مرد مى  تواند عقد را به هم بزند؛ مثل بیمارى برص و تیمنگر ـ نقص مادرزادى افضاء ـ و موانع مقاربت، امروزه با درمان قابل رفع مى  باشد. حال چنان چه مردى پس از ازدواج متوجّه موارد مذكور گردد، آیا باز هم اختیار حقّ فسخ عقد را دارد یا خیر؟ چنان چه نیاز به درمان باشد، به عهده  ى زن است كه به درمان آن اقدام كند یا بر عهده  ى شوهر است؟

ج. هر عیبى كه موجب فسخ باشد، بعد از عقد شوهر خیار فسخ دارد و هزینه درمان بر عهده زن است.

فسخ عقد به خاطر تخلّف شرط ضمن عقد

340. در مادّه  ى 1128 قانون مدنى آمده: «هر گاه صفت خاصّى در یكى از زوجین شرط شود و بعد از عقد معلوم گردد كه طرف، فاقد صفت مقصوده بوده، براى طرف مقابل حقّ فسخ ایجاد مى  شود. حال اگر صفت ایمان و تقوى شرط گردد [انجام فرایض دینى از قبیل به جا آوردن نماز و...] و بعد از عقد معلوم گردد كه زوجه نه تنها نسبت به واجبات دینى بى  توجّه است؛ بلكه حتّى نسبت به انجام محرّمات نیز ابایى ندارد، در این جا آیا حقّ فسخ براى طرف دیگر ایجاد مى  شود یا خیر؟

ج. هر گاه صفتى در ضمن عقد شرط شود و یا عقد مبنى بر آن منعقد شود، در صورت تخلّف، حقّ فسخ ثابت است و چون این امر قضیّه  ى شخصیّه است كه امورى نظیر سبق و لحوق بر عقد نیاز به بررسى دارد، باید حاكم شرع طبق موازین شرع حكم نماید.

 

عدم آگاهى شوهر از عیب دختر

341. دخترى كه هنگام عقد نقص و عیبى دارد ـ غیر عیوبى كه موجب فسخ مى  شود ـ و زوج نمى  دانسته و ضمن عقد، سلامت از آن عیب ذكر نشده، هر چند عقد مبنى بر سلامت از این عیوب است ـ كه شرط لبّى است ـ ، آیا زوج حقّ خیار فسخ دارد؟

ج. در خیار فسخ تأمل است و اگر پس از فهمیدن زوج به آن راضى شد، دیگر حقّ ردّ ندارد.

منبع: سایت  مؤسسه آیت الله العظمی بهجت "قدّس سرّه"

http://www.bahjat.org/index.php/ahkam-2/esteftahat/70-2011-09-06-09-08-02.html


| آخرین ویرایش:دوشنبه 6 مرداد 1393 | نظرات() 

برچسب ها: عیوب موجب فسخ ، فسخ ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر