تبلیغات
وبلاگ حقوقی محمد حسنی - انواع طلاق و شرایط طلاق در فقه شیعه

انواع طلاق و شرایط طلاق در فقه شیعه

دوشنبه 31 شهریور 1393  03:07 ب.ظ

جواب: در اسلام به همان اندازه كه از ازدواج تمجید و بدان سفارش شده است، از طلاق نكوهش و نهى شده است
سؤال: انواع طلاق و شرایط طلاق در فقه شیعه چگونه است؟

جواب: در اسلام به همان اندازه كه از ازدواج تمجید و بدان سفارش شده است، از طلاق نكوهش و نهى شده است؛ لذا رسول خدا صلی الله علیه وآله در این رابطه می فرمایند:«ما مِنْ شَىْ‏ءٍ ابْغَضُ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ بَیْتٍ یَخْرَبُ فِى الاسْلامِ بِالْفُرْقَةِ »؛[1]چیزى نزد خداوند بزرگ نكوهیده‏ تر از این نیست كه خانه‏ اى در اسلام به‏ سبب جدایى [طلاق‏] ویران گردد.

بدین سبب در اسلام تدبیرى اندیشیده و تمهیداتى پیش‏بینى شده تا این «بدترین حلال» به‏ وقوع نپیوندد و آوار جدایى، احساسات و عواطف و آرزوهاى اعضاى خانواده به‏ ویژه كودكان را قربانى بى‏ رحمى خود نسازد و عشق و محبت را به كینه و نفرت تبدیل‏ نكند.

انواع طلاق‏

طلاق به دو نوع بائن و رجعى تقسیم مى ‏شود:

الف) بائن‏

طلاق بائن آن است كه شوهر بعد از آن حقّ رجوع[2] به زن را ندارد، خواه زن عدّه داشته یا نداشته باشد. طلاق بائن، خود به شش‏ گونه زیر ممكن است رخ دهد:

1. طلاق خُلع: اگر زن از شوهرش متنفّر باشد و مهریه یا مال دیگرى را، گرچه بیش تر از مهر باشد، به شوهر ببخشد تا طلاقش دهد، چنین طلاقى را خلع گویند.[3]

2. طلاق مبارات: این نوع طلاق هنگامى رخ مى‏ دهد كه زن و شوهر، یكدیگر را دوست نداشته باشند و زن مالى به شوهرش ببخشد- كه بیش تر از مقدار مهر نباشد و احتیاط این است كه كم تر باشد- تا شوهرش او را طلاق دهد.[4]

3. طلاق همسرى كه به سن بلوغ- 9 سال قمرى- نرسیده است.

4 و 5. طلاق زن یائسه و زنى كه با او آمیزش نشده است.

6. طلاق سومى كه پیش از آن- بین طلاق اوّل و دوم و دوم و سوم- رجوع كرده باشد، گرچه این رجوع با عقد جدید و پس از خروج زن از عدّه باشد.[5]

ب) طلاق رجعى‏

طلاق رجعى آن است كه مرد پیش از اتمام عدّه زن مطلّقه، او را به همسرى سابق برمى‏ گرداند. چنین كارى در طلاق بائن و پس از اتمام عدّه ممنوع است. [6]

رجوع و بازگشت مرد مى ‏تواند زبانى باشد و به همسرش بگوید تو را به ازدواج خویش بازگرداندم و مى ‏تواند عملى باشد و یا رفتارى داشته باشد كه جز براى مرد نسبت به همسرش جایز نیست.[7]

زنى كه طلاق رجعى گرفته، در احكام همانند همسر مرد است و استحقاق نفقه و مسكن و لباس را دارد ... ارث میان او و شوهر برقرار است، عقد خواهر او بر مرد حرام است و كفن و زكات فطره او نیز بر عهده شوهرش مى‏باشد.

مرد حق ندارد زنش را كه طلاق رجعى گرفته از منزل اخراج كند تا عدّه‏اش تمام شود ...

چنان‏كه زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود مگر براى كارى ضرورى یا واجبى كه وقتش تنگ است. [8]

شرایط طلاق

براى صحّت طلاق، سه دسته شرط لازم است كه مربوط به اصل طلاق، طلاق‏ دهنده و طلاق‏ گیرنده مى‏شود.

الف. شرایط اصل طلاق‏

1. خواندن صیغه مخصوص، كه عبارت است از «انْتِ طالِقٌ: تو رها هستى» و مانند آن كه طلاق ‏گیرنده را دقیقاً معیّن كند. همچنین طلاق باید به صیغه عربى صحیح خوانده شود.[9]

2. صیغه طلاق باید منجّز و بدون قید و شرط باشد: پس اگر صیغه را مشروط به شرطى بكند، باطل است، خواه وقوع شرط احتمالى یا یقینى باشد مثل این كه بگوید:

«انْتِ طالِقٌ انْ جاءَ زَیْدٌ: اگر زید بیاید تو رها هستى.» یا «انْتِ طالِقٌ انْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ: اگر خورشید، طلوع كند تو رها هستى.»[10]

3. حضور دو شاهد عادل: شاهدان باید مرد باشند و خواندن صیغه را بشنوند؛ چه طلاق‏ دهنده به آنان بگوید شاهد باشید یا نگوید. همین‏طور هردو باید به ‏اتّفاق شاهد صیغه باشند و صیغه به‏ طور انفرادى و جداگانه نزد هریك از شهود كافى نیست؛ چنان‏كه شهادت زنان، چه تنها باشند و چه همراه مرد، اعتبار ندارد. [11]

ب. شرایط طلاق‏ دهنده‏

1. بلوغ: بنابر احتیاط واجب، طلاق نابالغ، صحیح نیست؛ چه بى واسطه چه با واسطه وكیل، اگر چه ممیز و ده ساله باشد. [12]

2. عقل: طلاق شخص دیوانه صحیح نیست؛ چه دیوانگى ‏اش دائم باشد و چه دوره ‏اى و طلاق را در حال جنون انجام دهد. شخص مست و هركس كه به‏ طریقى عقلش را از دست داده نیز مانند دیوانه است.[13]

3. قصد: یعنى شوهر به ‏طور جدّى تصمیم به طلاق داشته باشد. بنابراین طلاق غیرمصمّم مثل كسى كه خواب است یا به ‏طور سهوى و اشتباهى و شوخى صیغه طلاق را بخواند صحیح نیست. [14]

4. اختیار: به این معنا كه اكراه و اجبارى در كار نباشد. پس اگر كسى را به ضرر مالى، جانى و آبرویى تهدید كنند كه زنش را طلاق دهد، چنین طلاقى صحیح نیست.[15]

ج. شرایط طلاق ‏گیرنده‏

1. زن باید در وقت طلاق، از خون حیض و نفاس پاك باشد و شوهرش در آن پاكى یا در حال نفاس یا حیض كه پیش از این پاكى بوده با او نزدیكى نكرده باشد.[16]

این شرط در سه صورت لازم‏ الاجرا نیست:

الف: آنكه شوهرش بعد از ازدواج با او نزدیكى نكرده باشد.

ب:زن آبستن باشد.

ج: مرد به واسطه غایب بودن نتواند یا برایش مشكل باشد كه پاك بودن زن را بفهمد.[17]

2. همسر دائمى مرد باشد. بنابراین، طلاق همسر موقت، بى معنا و باطل است.[18]

3. معین باشد. اگر مرد داراى یك همسر است، همین قدر كه بگوید: (زَوْجَتى طالقٌ: همسر من رها است) كافى است، ولى اگر بیش از یك همسر دارد باید آن را كه مى ‏خواهد طلاق دهد با نام یا اشاره معین نماید.[19]


1. وسائل ‏الشیعه، ج 22، ص 7.

2. اگر مرد، حقّ رجوع داشته باشد بدون اجراى صیغه عقد، زندگى مشترك را شروع مى‏ كنند و اگر حق‏ رجوع نداشته باشد باید با شرایط خاصى دوباره صیغه عقد جارى كنند.

3. تحریرالوسیله، ج 2، ص 352، مسأله 13 و توضیح ‏المسائل، مسأله 2528.

4. همان، ص 353، مسأله 19.( تذكر: در طلاق خلع و مبارات اگر زن به بذل خود برگردد مرد حق رجوع پیدا مى‏ كند.)

5. همان، ص 332، پیش از مسأله 1.

6. همان، ص 347، پیش از مسأله 1.

7 . همان، مسأله 1.

8. همان، ص 346، مسأله 12.

9. توضیح ‏المسائل، مسأله 2508.

10. تحریرالوسیله، ج 2، ص 330، مسأله 6.

11. همان، ص 331، مسأله 9.

12. همان، ص 325، مسأله 1.

13. تحریر الوسیله، ج 2، ص 325، مسأله 1.

14. همان، ص 326، مسأله 3.

15. همان، مسأله 3 و 4.

16. توضیح‏ المسائل، مسأله 2499.

17. همان، مسأله 2500.

18. تحریرالوسیله، ج 2، ص 327، مسأله 10.

19. همان، ص 329، مسأله 17.
به نقل از:http://mazaheb.com

| آخرین ویرایش:سه شنبه 13 آبان 1393 | نظرات() 

برچسب ها: طلاق ، رجعى ، بائن ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر