تبلیغات
وبلاگ حقوقی محمد حسنی - بررسی تفاوت‌های طلاق و فسخ نکاح در قانون مدنی

بررسی تفاوت‌های طلاق و فسخ نکاح در قانون مدنی

پنجشنبه 8 آبان 1393  03:25 ب.ظ

بررسی تفاوت‌های طلاق و فسخ نکاح در قانون مدنی

 در عقد نكاح، طرفین یا یكی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند

بررسی تفاوت‌های طلاق و فسخ نکاح در قانون مدنی

 
در عقد نكاح، طرفین یا یكی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند، به عبارت دیگر عقد نكاح از عقود لازم است اما موارد محدودی در این زمینه وجود دارد. برخلاف سایر قراردادها، به عبارت دیگر عقد نكاح از عقود لازم است و مصلحت و ضرورت استمرار، دوام و ثبات خانواده نیز اقتضای این را دارد، اما قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری كه در معرض عیوب موجب فسخ نكاح قرار می‌گیرد، به طور صریح موارد فسخ نكاح را معین كرده است. این موارد محدود و منحصر به همان موارد مصرح قانونی است. فسخ نكاح یكی از موارد انحلال نكاح است كه تفاوت‌هایی با طلاق دارد:
طلاق عملی حقوقی است كه انجام آن منوط به تشریفات خاص است، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد) اما فسخ نكاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد. (ماده 1132 قانون مدنی) طلاق در صورتی صحیح است كه شرایطی خاص در زن موجود باشد (ماده 1140 قانون مدنی) اما به موجب ماده 1132 قانون مدنی، رعایت این ترتیب در فسخ نكاح شرط نیست. پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حكم یا اذن گرفته شود اما فسخ نكاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تكلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.طلاق مخصوص نكاح دائم است اما موارد فسخ نكاح در نکاح دائم و منقطع، یكسان است (مواد 1152 و 1153 قانون مدنی) طلاق عمل حقوقی یك جانبه (ایقاع) است كه به وسیله شوهر یا نماینده قانونی او (دادگاه) انجام می‌شود؛ در حالی كه فسخ ممكن است به وسیله شوهر یا زن واقع شود.در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به نكاح رجوع كند، اما در فسخ نكاح امكان رجوع وجود ندارد و تشكیل دوباره خانواده جز با نكاح جدید ممكن نیست.
فسخ نكاح هر چند بار كه بین زن و مرد اتفاق بیفتد، ایجاد حرمت نمی‌كند.با این اوصاف هم فسخ نكاح و هم طلاق، موجب انحلال عقد نكاح شده و از نظر عده زن بعد از انحلال، تفاوتی با هم ندارند. گفتنی است كه خیار فسخ (اختیار بر هم زدن نكاح) فوری است و اگر طرفی كه حق فسخ دارد، بعد از اطلاع از داشتن این حق، نكاح را فسخ نكند، خیار او ساقط می‌شود، به شرط آنكه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد.تشخیص مدتی كه برای امكان استفاده از خیار لازم بوده، به نظر عرف و عادت بستگی دارد (ماده 1131 قانون مدنی) همچنین خیار فسخ قابل اسقاط است اما به ارث منتقل نمی‌شود (ماده 448 قانون مدنی) چرا كه در اثر موت، نكاح منحل می‌شود و دیگر موردی برای فسخ آن یا به ارث رسیدن حق فسخ باقی نمی‌ماند. فسخ نكاح نیاز به رضایت طرفین ندارد و كسی كه حق فسخ دارد می‌تواند یك طرفه آن را انجام دهد. فسخ‌كننده باید بالغ، عاقل و رشید باشد.

   عیوب موجب حق فسخ
عیوب موجب حق فسخ دو قسم است: عیوب مختص و عیوب مشترك.عیوب مختص مرد در ماده 1122 قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد، قانون به زن حق می‌هد كه ازدواج را برهم بزند.عیوب مختص زن طبق ماده 1123 قانون مدنی عبارتند از قرن، جذام، برص، افضاء، زمین‌گیری و نابینایی از دو چشم.این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می‌كند كه هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج كرده باشد. (مواد 1124 و 1126 قانون مدنی)حق فسخ به موجب عیوب زن، برای جلوگیری از ضرر مرد است؛ بنابراین اگر به وسیله عمل جراحی یا به وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود. همچنین اگر در اثر پیشرفت علم پزشكی این عیوب به صورت بیماری‌های درمان‌پذیر درآید، دیگر عیب محسوب نمی‌شود و مرد به استناد آنها حق فسخ ندارد.با اینكه اسقاط حق فسخ در چنین مواردی با ظاهر عبارات قانونی مخالف است اما به طور مسلم با روح قانون و مقصود قانونگذار كه حمایت از خانواده و استحكام آن است، موافق‌تر به نظر می‌رسد.عیوب مشترك میان زن و مرد بدین معنا است كه چنانچه در هر یك از زوجین یافت شود، موجب حق فسخ برای طرف مقابل است. اگرچه جنون زن و مرد از نظر احكام مترتب بر آن، متفاوت است اما تنها مصداق عیوب مشترك در زوجین است كه موجب حق فسخ می‌شود.قانون مدنی جنون را تعریف نكرده اما طبق نظر فقها جنون به معنای اختلال عقل است، بنابراین فراموشی‌های سریع‌الزوال، بیهوشی‌های ناشی از هیجانات ناگهانی و نیز بیماری صرع (غش) جنون محسوب نمی‌شود. منظور از اختلال عقل آن است كه شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند.بر اساس ماده 1121 قانون مدنی، جنون هر یك از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینكه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است. به موجب این حكم، برهم زدن ازدواج در مواردی امكانپذیر است كه به هنگام عقد ازدواج، یكی از دو همسر از جنون دیگری آگاه نباشد، چون اگر با علم به جنون با او عقد كرده باشد، به ضرر خود اقدام كرده است و باید تحمل كند.مانند موردی كه با علم به حق فسخ و فوریت آن از حق خود صرف‌نظر كرده و به آن راضی می‌شود.
جنون باید همیشگی یا ادواری باشد و در فواصل و دوره‌های خاصی بروز كند، در صورتی كه جنون عارضه‌ای زودگذر و ناپایدار باشد و معالجه شود، برای همسر او حق فسخ ایجاد نمی‌كند. همچنین در صورتی كه کی از زن و مردی در دوران ازدواج، دچار جنون شوند، بین حالتی كه مرد دچار جنون شود و حالتی كه زن دچار جنون شود، تفاوت وجود دارد.
اگر پس از ازدواج، مرد دچار جنون شود، زن می‌تواند به علت جنون شوهر ازدواج را فسخ كند. (ماده 1125 قانون مدنی) اما اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود، مرد نمی‌تواند ازدواج را فسخ كند. تفاوت بین زن و مرد در مورد فسخ به علت جنون چنین توجیه شده است كه اگر زن در دوران زناشویی مجنون شود، شوهر می‌تواند به وسیله كار و فعالیت خود نفقه او را بپردازد و از او نگهداری كند و هرگاه عرصه بر او تنگ شد، می‌تواند او را طلاق دهد یا به طور مجدد ازدواج کند. اما اگر شوهر پس از عقد مجنون شود، علاوه بر اینكه فردی نیست كه نفقه زن را بپردازد (در مواردی كه زن مستقلاً درآمدی ندارد) جز از طریق فسخ نكاح، زن راه خلاصی ندارد.البته به نظر می‌رسد كه این علت در اصلاح ماده 1130 قانون مدنی از بین رفته است و به موجب آن، در صورتی كه برای دادگاه ثابت شود دوام زوجیت موجب عسر و حرج است و ...، زن می‌تواند درخواست طلاق كند.
http://www.hemayatonline.ir/detail/News/4317

| آخرین ویرایش:پنجشنبه 8 آبان 1393 | نظرات() 

برچسب ها: طلاق ، فسخ نکاح ، عقد نكاح ، عیوب موجب حق فسخ ، عسر و حرج ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر